اسلایدر

تشیع

 

"تشیّع"

 

 

 

 

این وبلاگ باهدف معرفی مفاهیمی ازعالم غنی تشیع ازجمله مفاهیم اعتقادی

 

ونیزمعرفی شخصیت های مطرح دراین زمینه راه اندازی شده است.

 

چندنکته شایان دقت است:

 

* نظرات ارزشمندشماتاییدنشده ثبت می گرددتابعدازتاییدتوسط مدیروبلاگ جهت نمایش

 

درج گردد

 

* مطالب ارزشمندی نیزدرآرشیو مطالب وجوداردکه می توانیدازقسمت آرشیومطالب

 

ملاحظه کنید.

 

*ویدیوهای وبلاگ بانام"تشیع"درسایت http://www.aparat.com/jasourian

 

قرارداده می شود

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 13:49  توسط جسوریان  | 

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 13:11  توسط جسوریان  | 

امام علی علیه السلام، و جامعه شناسی شهر نیرنگها

 

امام علی

وظیفه یک جامعه شناس، شناخت ویژگی‌ ها و خصلت ‌های جمعی و قومی جوامع است. ویژگی ‌هایی که طی اعصار متمادی همچنان در میان اقوام و جوامع پا بر جا می ‌ماند. در این میان، امامان معصوم علیهم السلام، آگاه ترین جامعه شناسانی هستند که نقاط قوت و ضعف مردم عصر خود را به خوبی درک کرده و با آگاهی از این خصلت ها دست به عمل مناسب می زنند.


می توان ادعا نمود که در تاریخ بشر، امام علی بن ابی طالب علیه السلام برترین جامعه شناس عصر خویش قلمداد می شود که رفتار مردم زمانه اش را به خوبی تحلیل نموده است. یکی از گروه هایی که رفتارشان مورد موشکافی دقیق امیر مومنان علیه السلام قرار گرفته است، مردم كوفه می باشند.

با توجه به رفتارهای سیاسی قابل تأملی که مردم آن خطه در دوران های مختلف تاریخ صدر اسلام از خود به نمایش گذاردند، می توان شناخت عمیق تر فضای جامعه آنان را از منظر حاکم حکیمی چون امام علی علیه السلام حائز اهمیت شمرد، و آن را رهگذری برای کسب بصیرت لازم در هنگام گرفتار شدن در دام فتنه های زمانه قرار داد.

 

كوفه، سرزمین فتنه ها

كوفه یكی از مناطق استراتژیك است كه وقوع برخی رخدادهای تأثیرگذار در این ناحیه آن را از سایر نقاط جهان اسلام متمایز ساخته است. انتخاب آن به عنوان مركز حكومت توسط امام علی علیه السلام؛ مركز ثقل قرار گرفتن آن در بسیاری از قیام ها از عاشورای سال 61 گرفته تا قیام های علویان و عباسیان؛ و همچنین مطرح بودن به عنوان یكی از مراكز علمی، آن را حائز اهمیت ساخته است.

موقعیت جغرافیایی مطلوب این سرزمین، موجب هجوم گروه‏ هاى مختلف قبایل عرب و مهاجران ایرانی، برای سكونت در این شهر شد و تركیب جمعیتى نامتجانسى را براى كوفه در حال توسعه به وجود آورد. این بافت جمعیتى ناهمگون كه كوفه را عرصه ابراز تمایلات گونه ‏گون قرار داده بود، پس از دوره‏ اى كوتاه، وسیله ‏اى براى افروختن آتش فتنه و آشوب شد و حوادث تلخ تاریخى و هرج و مرج ‏هایى را در حوزه حكومتى اسلامى پدید آورد.(1)

 

جامعه شناسیِ بی نظیرِ امیرِ دانایی

در مجموعه ی سخنان امیرمومنان علی علیه السلام، که شریف رضی(ره) آن را گرد آورده و نام آن را نهج البلاغه نهاده است، خطبه هایی از امام درباره مردم کوفه می بینیم؛ اندک ستایش(2) و بیشتر نکوهش، تا آنجا که به نفرین می کشد و امام مرگ خود را از خدا می خواهد.

اگر بصیرت برخی اصحاب امام علی علیه السلام بدان درجه رسیده بود که بدانند سرکوبی سرکشان داخلی نیز چون جنگ با مهاجمان خارجی ضروری است، شاید کار چندان دشوار نمی شد؛ اما سالیان درازی بود که آن مردم از فقاهت اسلام دور مانده بودند؛ سالیان درازی بود که از جنگ جز گردآوری غنیمت چیزی نمی دانستند

غدر و حیله و بى‏ وفایى خصایص زشتى است كه امام بارها در كلام خود، كوفیان را به این جهت سرزنش مى‏فرمود:

«اى كوفیان! گرفتارى من با شما در دو سه چیز خلاصه مى‏شود: كرهایى صاحب‏ گوش، لال‏ هایى زبان‏ دراز و كورانى چشم‏ دارید. نه در برخوردها آزادگى و صداقتتان هست و نه در هنگامه گرفتارى برادرانى مورد اعتمادید.»(3)

امیرمومنان علیه السلام در بیان جهادگریزى كوفیان مى ‏فرماید:

«ای مردمی که به تن فراهمید و در خواهش ها مخالف همید! سخنانتان تیز، چنان که سنگ خاره را گدازد و کردارتان کند، چنان که دشمن را درباره ی شما به طمع اندازد. در بزم، جوینده ی مرد ستیزید و در رزم، پوینده ی راه گریز...»(4)

«هرگاه لشكر كوچكى از شامیان به سرزمینتان نزدیك شوند، هنر مردانتان این است كه درِ خانه‏هاى خویش را فرو بندند و چونان سوسمار به سوراخ‏هاى خویش خزند یا همانند كفتاران گریزگاهى جویند...شما در صحنه حرف و شعار بسیارید، امّا در پس پرچم‏هاى پیكار اندك.» (5)

و چون درنگ آنان را در کارزار با مردم شام می بینید، می گوید:

«زشت بادید و از اندوه بیرون نیایید، اگر آماج بلایید. بر شما غارت می برند و ننگی ندارید؛ با شما پیکار می کنند و به جنگی دست نمی گشایید؛ خدا را نافرمانی می کنند و خشنودی می نمایید. اگر در تابستان شما را بخوانم، گویید: هوا سخت گرم است، مهلتی ده تا گرما کمتر شود. اگر در زمستان فرمان دهم، گویید: سخت سرد است، فرصتی ده تا سرما از بلاد ما به در شود. شما که از گرما و سرما چنین می گریزید، با شمشیر آخته کجا می ستیزید.»(6)

امام علی

اما چرا مردم کوفه در یاری مولای خویش هماهنگ نشدند؟ چرا آنان که با او بودند، در کار سستی کردند؟ و چرا دشمن خبیث آنان، معاویه پیروز شد؟

«شگفت نیست که معاویه، بی سر و پاهای پست را می خواند و آنان پی او می روند، بی آن که به ایشان کمکی دهد یا عطایی رساند. و من شما را، که اسلام را یادگارید و مانده ی مردم دیندار، می خوانم تا یاریتان دهم و بهره از عطا مقرر گردانم و شما از گرد من می پراکنید و آتش مخالفت مرا دامن می زنید».(7)

«آنان با حاکم خود، کار به امانت می کنند و شما کار به خیانت. آنان در شهرهای خود درست کارند و شما فاسد و بد کردار. اگر کاسه ی چوبینی را به شما بسپارم، می ترسم آویزه آن را ببرید»(8)

به راستی چرا کوفیان چنین بودند و شامیان چنان؟ چرا شامیان از معاویه فرمان می بردند و کوفیان نافرمانی امام خویش می کردند؟

 

بی بصیرتانِ بی وفا

مردم کوفه در دوره ای که از آن سخن می گوییم، هنگامی کاری را به پایان می بردند که فرمانروایانی سختگیر چون عبیدالله پسر زیاد و حجّاج پسر یوسف بر آنان حاکم باشند، اما اگر حاکمی به عدالت و با روی خوش با آنان برخورد می کرد، ابتدا روی خوش نشان داده، سپس او را تنها گذاشته و سرانجام با او در می افتادند.

اما اگر بصیرت برخی اصحاب امام علی علیه السلام بدان درجه رسیده بود که بدانند سرکوبی سرکشان داخلی نیز چون جنگ با مهاجمان خارجی ضروری است، شاید کار چندان دشوار نمی شد؛ اما سالیان درازی بود که آن مردم از فقاهت اسلام دور مانده بودند؛ سالیان درازی بود که از جنگ جز گردآوری غنیمت چیزی نمی دانستند.(9) و اگر می دانستند چرا می جنگند شاید از دشواری کار کاسته می شد،(10)

اما صد افسوس که بیشترین آنان از بصیرت لازم بی بهره بودند. بدین فرموده از امام توجه کنید:

«ما با رسول خدا بودیم، پدران، پسران، برادران و عموهای خویش را می کشتیم و در خون می آلودیم. این خویشاوند کشی، ما را ناخوش نمی نمود؛ بلکه بر ایمانمان می افزود، که در راه راست پا برجا بودیم و در سختی ها شکیبا و در جهاد با دشمن کوشا. گاه تنی از ما و تنی از سپاه دشمن به یکدیگر می جستند و چون دو گاو نر سر و تن هم را می خستند؛ هر یک می خواست جام مرگ را به دیگری بپیماید و از شربت مرگش سیراب نماید. به جانم سوگند، اگر رفتار ما همانند شما بود، نه ستون دین بر جا بود و نه درخت ایمان شاداب و خوش نما»(11)

اما راستی آنان این فرموده را در گوش می گرفتند و یا بدان وقعی می نهادند؟ امام آشکار می سازد:

«گرفتار کسانی شده ام که چون امر می کنم، فرمان نمی برند و چون می خوانم، پاسخ نمی دهند. ای ناکسان! برای چه در انتظارید؟ و چرا برای یاری دین خدا گامی بر نمی دارید؟ دینی کو تا فراهمتان آرد؟ غیرتی کو تا شما را به غضب آرد؟»(12)

و پس از گذشت بیست و اند سال، فرزند او را می بینیم که با فرزندان آن مردم مانند همان جمله ها را می گوید:

«ای یاوران آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از رستاخیز نمی ترسید، در دنیای خود آزاد مرد باشید. و اگر خود را عرب می شمارید، به نسب خود بازگردانید».(13)

اما شیطان چنان دل آن مردم را پر کرده بود که موعظه در آن راهی نداشت و امام علی علیه السلام می فرمود:

«ای نه مردان به صورت مرد! ای کم خردان ناز پرورد! کاش شما را ندیده بودم و نمی شناختم، که به خدا پایان این آشنایی ندامت بود و دستاورد آن اندوه و حسرت. خدایتان بمیراناد، که دلم از دست شما پر خون است و سینه ام مالامال خشم شما. مردم دون که پیاپی جرعه اندوه به کامم می ریزید و با نافرمانی و فرو گذاری جانبم کار را به هم در می آمیزید»(14).

و فرجام این کوردلی و بى‏ وفایى ‏ها به امام خود نفرین‏هاى متعدد حضرت در ناسپاسى آنها بود که:

«خدایا! اینان از من خسته اند و من از آنان خسته؛ آنان از من به ستوده اند و من از آنان دل شکسته؛ پس بهتر از آنان را مونس من دار و بدتر از مرا بر آنان بگمار»(15).

مردم کوفه در دوره ای که از آن سخن می گوییم، هنگامی کاری را به پایان می بردند که فرمانروایانی سختگیر چون عبیدالله پسر زیاد و حجّاج پسر یوسف بر آنان حاکم باشند، اما اگر حاکمی به عدالت و با روی خوش با آنان برخورد می کرد، ابتدا روی خوش نشان داده، سپس او را تنها گذاشته و سرانجام با او در می افتادند

دعای امام در حق آن نامردم به اجابت رسید؛ و ننگى با به شهادت رساندن حیدر كرّار در محراب عبادت، براى همیشه تاریخ بر پیشانى كوفیان پیمان‏شكن ماندگار شد و طولی نکشید که زیاد بر آنان حکومت یافت و سزایشان را در کنارشان نهاد و بیست سال بازیچه حکومت شام گشتند تا آن که در کربلا صحنه دیگری برای آزمایشات پدیدار گشت.

 

نکته مهم

ضمن جداسازی شیعیان راستین که همواره جان خویش را در راه حقیقت فدا نموده و مورد تمجید رهبران الهی بوده اند، لازم است به این نکته توجه نماییم که این امر از سوی دشمنان آگاه و یا دوستان غافل دستاویزی جهت پایین آوردن شأن شیعه با تعمیم دادن رفتار برخی کوفیان با عناوینی چون پیمان شکنی و سست عنصری نگردد.

اما به حکم آیه «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار»(16) چه خوب است بدین سوال پاسخ دهیم که اکنون ما در قبال امام عصر خویش چه موضعی اتخاذ نموده ایم؟

 

و سخن پایانی این كه:

«سوگند به خدایی كه پیامبر را به حق مبعوث كرد سخت آزمایش می شوید چون دانه ای كه در غربال بریزند یا غذایی كه در دیگ گدازند... آنان كه سابقه ای در اسلام داشتند و تاكنون منزوی بودند بر سر كار می آیند و آن ها كه به ناحق پیشی گرفتند، عقب زده خواهند شد».(17)

 

پی نوشت:

1) می توان گفت کوفه در آن سال هایی که از آن گفت و گو می کنیم، بازاری را می مانست که بازرگانان از هر سو در آن گرد آمده بودند تا سود خود را به دست آرند. هماهنگی آنان تا آنجا بود که هر یک منفعت خود را در خطر نبیند، و چون چنین می دید، از جمع می برید. ابن کوّا در پاسخ معاویه هنگامی که از او خواست مردم شهرهای بزرگ اسلام را بدو بشناساند، گفت: کوفیان یکباره در کاری در می آیند و دسته دسته خود را از آن به کنار می کشند. (زیدان: 64)

2) نهج البلاغه: خطبه 107.

3) همان: خطبه 97.

4) همان: خطبه 29.

5) همان: خطبه ‏69.

6) همان: خطبه 27.

7) همان: خطبه 180.

8) همان: خطبه 25.

9) هنگامی که جنگ جمل به پایان رسید و سپاهیان امام علی علیه السلام چشم به دارایی کشته شدگان دوختند و امام آنان را محروم ساخت، ناخشنودی نمودند.

10) درگیری صفین از جمل دشوارتر بود. در جنگ جمل سپاه کوفه برابر سپاه بصره ایستاد و کوفیان طرفدار امام علی علیه السلام بودند و بصریان عثمانی؛ اما در جنگ صفین چنان بود که مردم یک قبیله نیمی در کنار امیرالمومنین علیه السلام بودند و نیمی در کنار معاویه و با یکدیگر می جنگیدند، و طبیعی است که این جنگ آنان را خوش نیاید؛ چرا؟ چون می دیدند با هم پیوند خود می جنگند.

11) نهج البلاغه: خطبه 56.

12) همان: خطبه 39.

13) سخن سید الشهدا علیه السلام در روز عاشورا خطاب به مهاجمان خیمه ها.

14) نهج البلاغه: خطبه 27.

15) همان: خطبه 25.

16) حشر: 2.

17) نهج البلاغه: خطبه 16.


برچسب‌ها: ائمه اطهار
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 12:11  توسط جسوریان  | 

 

۲۸صفر،سالروز شهادت جانگدازپیامبراسلام(ص)

 

 

وسبط اکبرامام حسن مجتبی(ع)

 

برحضرت بقیة الله الاعظم(عج)وشیعیان اثنی عشریه

 

تسلیت وتعزیت باد.

 


برچسب‌ها: نبی مکرم اسلام, ائمه اطهار
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 11:40  توسط جسوریان  | 

 

معاویه شناسی

 

امام حسن

بدون تردید «دشمن شناسی» از مهمترین مسائل مطرح برای حفظ حیات یک ملت می باشد. چه بسا جوامعی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان بصیرت لازم در شناخت توطئه های آنان و اتخاذ مواضع صحیح و به موقع، به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیدند. دراین باره امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرمایند: «من نام عن عدوّه انبهته المکاید.»( غررالحکم ج5 ص344)؛ کسی که در برابر دشمنش به خواب رود، او را حیله ها از خواب بیدار می کند.

 

 


برچسب‌ها: تاریخ اسلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آذر 1393ساعت 12:6  توسط جسوریان  | 

 

ان لله تعالی فی کل نعمة حقا فمن اداه زاده منها و من قصر عنه خاطر بزوال نعمته.

 

ترجمه:


البته برای خدای تعالی در هر نعمتی حقی است (که باید در برابر آن سپاسگزاری کرد) پس هر که آن (شکر نعمت) را بجا آورد خداوند آن نعمت را بر او زیاد گرداند و کسی که در اینمورد کوتاهی نماید خداوند نعمتش را در خطر زوال اندازد.


برچسب‌ها: کلام امیر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393ساعت 16:48  توسط جسوریان  | 
 

کلام امیرالمومنین علی(ع)

 

 "التوحید ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه"

ترجمه:

توحید آنست که خدا را در وهم و اندیشه نیاوری (خداوند منزه از تجسم در وهم و خیال است) و عدل آنست که او را متهم نسازی از اعمال ناشایست و او را مبرا بدانی.


برچسب‌ها: کلام امیر
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 20:59  توسط جسوریان  | 

 

مناظره های امام رضا(ع)

 

 

 

در واقع حضرت رضا(ع) در مناظرات خود با سران ادیان به دنبال برتری جویی نبودند و با استفاده از عنصر عقل و منطق به اثبات حقانیت اعتقادات اسلامی می‌پردازند.

متن کامل درادامه مطلب...

 

 


برچسب‌ها: ائمه اطهار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 14:0  توسط جسوریان  | 

 

به مناسبت ایام رحلت نبی مکرم اسلام حضرت محمدمصطفی(ص)

 

کتاب گرانسنگ سنن النبی

 

یادگارمرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبایی(ره)

 

دروبلاگ قرارداده می شود

 

کتاب سنن النبی(ص)


برچسب‌ها: نبی مکرم اسلام, ص
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 11:52  توسط جسوریان  | 

 

 

على(ع) پيوسته به ياد خدا بود

 

«اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم‏»

 

از گناه كردن به خدا در خلوت و پنهانى نيز اجتناب كنيد،زيرا خداوند شاهد و گواه،

 

خودش نيز حاكم مى‏باشد!!

 

 

 

www.imamalinet.net

 

 

 

 


برچسب‌ها: ائمه اطهار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 20:54  توسط جسوریان  | 

روایت علامه طهرانی از روزهای آخر حیات پیامبر(ص)

بلال از مسجد بیرون آمد، در کوچه ‏های مدینه فریاد می‌زد: ای جماعت مردم! کیست که پیش از فرا رسیدن روز قیامت نفس خود را در معرض قصاص قرار دهد؟! پس این محمد(ص) است که پیش از روز قیامت خویشتن را در معرض قصاص درآورده است!

متن کامل درادامه مطلب...


برچسب‌ها: نبی مکرم اسلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 12:30  توسط جسوریان  | 

بزرگترین نگرانی پیامبرصلی الله علیه وآله

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تا آخرین روزهای رحلت خویش از یک نگرانی و ناراحتی درونی شدیدا رنج می برد . اساسا برای یک شخصیت والای آسمانی که نتیجه تمام زحمات خود را در تداوم رهبری آینده اسلام بوسیله فردی شایسته می اندیشید، مسئله امامت و رهبری امت اسلام، مهمترین دغدغه خاطر به شمار می آمد . حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله که از اندیشه برخی افراد فرصت جو و ریاست طلب در انحراف مسئله جانشینی، آگاهی داشت و از سرنوشت آن شدیدا بیمناک بود، بارها بر این مهم تصریح نموده و به جانشینی علی علیه السلام بعد از رحلت خویش تاکید کرده بود . اوج این رهنمودها در حادثه غدیر بود که 70 روز قبل از رحلت آن حضرت اتفاق افتاد . در آن روز تاریخی که با حضور یکصد هزار تن از مسلمانان و بعد از نزول آیه بلاغ ، وصایت و ولایت حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام رسما اعلام گردید و با نزول آیه اکمال  ، این مراسم سرنوشت ساز پایان پذیرفت، باز هم نگرانی حضرت رسول صلی الله علیه وآله رفع نشد . پیامبر دوراندیش اسلام صلی الله علیه وآله پیش بینی می کرد که در آینده ای نزدیک رهبری حکومت اسلامی را عده ای از محور خارج کرده و افراد جاه طلب، علی علیه السلام را از خلافت دور نموده و مسلمانان را از رهبری آن یگانه دوران محروم کنند . بدین جهت گاهی این نگرانی خود را اظهار نموده و به علی علیه السلام می فرمود: «من می ترسم اگر با آنان بر سر خلافت و رهبری پافشاری کرده و به نزاع برخیزی، تو را به قتل برسانند .»

متن کامل درادامه مطلب...


برچسب‌ها: نبی مکرم اسلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 17:52  توسط جسوریان  | 

 

دهه آخرماه صفر روزهای غمبارشیعه است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 11:39  توسط جسوریان  | 

 

زیارت اربعین حضرت سیدالشهداء امام حسین(ع)

 

 


برچسب‌ها: کربلا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 11:50  توسط جسوریان  | 

 

شعری درباره اربعین

ازحاج غلامرضاعینی فرد

 

برمزارت ای حسین باچشم گریان آمدم//خسته ام پیشوازکن محزون ونالان آمدم



دست بسته رفته ام برمجلس شوم یزید//ازجفاهای یزید پست بر جان آمدم



درسرنی هرکجاقرآن تلاوت کرده ای//من به محمل کرده ام تفسیرقرآن آمدم



شام راکردم مسخر بابیان آتشین//کاخ ظلم ازنطق من گردیده ویران آمدم



پیش دشمن گریه ننمودیم ازغیرت ولی//برکنارقبرتوگریان حسین جان آمدم


برچسب‌ها: کربلا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 13:48  توسط جسوریان  | 

 

السلام علیک یااباعبدالله الحسین(ع)

 

 

اجتماع پرشور 20میلیونی شیعیان در روز اربعین

 

درصدرفهرست بزرگترین اجتماعات دنیا قرارگرفت

 

مشاهده کنید

 


برچسب‌ها: کربلا
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعت 19:4  توسط جسوریان  | 

دين را هرگونه تعريف كنيم، ناگزيريم اين نكته را بپذيريم كه هر دينى از پيروان خود مى‏خواهد به هنجارهايى تن در دهند و از ناهنجارى‏هايى تن زنند. اين هنجارها در قالب احكام و ناهنجارى‏ها در قالب ممنوعات قرار مى‏گيرند. حال تعداد آنها فرقى نمى‏كند، چه احكام عشره حضرت موسى‏عليه السلام باشد و چه دو فرمان حضرت عيسى‏عليه السلام. از اين منظر دين عبارت است از پاره‏اى بايدها و نبايدها كه مؤمنان بايد در چارچوب آن حركت كنند و بكوشند بايدها را انجام دهند و از نبايدها بپرهيزند. امر به معروف و نهى از منكر نيز عبارت است از درخواست تحقق آن بايدها و كوشش براى پيشگيرى از نبايدها. از اين منظر مى‏توان هدف دين را تحقق آن بايدها و محو آن نبايدها دانست. اين بايدها در قالب معروف‏ها و آن نبايدها در هيئت منكرها معرفى مى‏شوند.

اين نكته هنگامى حساس‏تر مى‏شود كه بپذيريم دين جنبه اجتماعى نيز دارد و در پى تشكيل يك نظام اجتماعى و تنظيم روابط ميان افراد آن است. گرچه حضور افراد در كنار يكديگر و تعامل آنها موجب تسهيل زندگى اجتماعى مى‏شود، در همان حال نفس تجمع و اجتماع، پديدآورنده رقابت، تنازع و برخورد و كشاكش است. اين‏جا است كه لزوم قانون و نهادى كه مانع تجاوز افراد به يكديگر شود، آشكار مى‏گردد. اين قانون بايد به شكلى نهادينه شود، يا به صورت مكتوب و يا با تعميق آن در عرف جامعه و تبديل آن به هنجارهاى اخلاقى و دينى. در هر صورت حفظ جامعه در گرو وجود قانون و مجموعه قواعدى است كه بايدها و نبايدها را تعريف كند و براى آن ضامن اجرايى نيز معين سازد. همه اينها در نظام اسلامى به عنوان نهاد امر به معروف و نهى از منكر حضور دارد و آن‏جا كه نياز به ضمانت اجرايى است، تشكيلات حسبه با وظايف خاص آن شكل مى‏گيرد و متكفل تنظيم بازار، نرخ‏گذارى، پيشگيرى از گران‏فروشى و ... مى‏گردد. بدين‏ترتيب تصور دينى بدون «بايد و نبايد» ممكن نيست و هر دينى حداقلى از بايدها و نبايدها را با خود دارد. امام‏ عليه السلام با چنين نگاهى به ماهيت وكاركرد دين، مى‏فرمايد: غاية الدين، الامر بالمعروف والنهى عن المنكر واقامة الحدود؛ «غايت دين، امر به معروف، نهى از منكر و اجراى حدود است.» اين رويكرد نيز گواه آن است كه امام‏عليه السلام به اين فريضه، چونان فريضه‏اى در كنار ديگر فرايض نمى‏نگرد، بلكه آن را اساس، ريشه، بنياد همه فرايض و برترين فريضه مى‏شناسد، و مهم‏ترين كاركرد دين را چيزى جز همين امر و نهى نمى‏داند.


برچسب‌ها: امربه معروف ونهی ازمنکر
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 18:43  توسط جسوریان  | 

 

احوالات کوچ از شام مرحوم خوندل

 

زینب او گونکه عازم کوی نگاریدی

آغلار گوزیله دشت غمه رهسپاریدی

یعنی خرابه شامیدن ایستردی آیریلا

اوز زلفی تک گونوز گوزینه لیل تاریدی

 

متن کامل درادامه...


برچسب‌ها: شعرای اهل بیت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 12:27  توسط جسوریان  | 

 

به اطلاع عاشقان

 

وعزاداران حسینی می رساند:

 

مراسم سالگردنوحه خوان وعاشق دلسوخته حضرت اباعبدالله الحسین(ع)

 

مرحوم حاج اسماعیل وثاقی

 

به شرح زیربرگزارخواهدشد

 

 

 

زمان:روزپنجشنبه 93/9/20ازساعت 18الی 20

مکان:تبریز،خیابان دارایی قدیم،کوچه مجتهدلر،حسینیه حضرت موسی بن جعفر(ع)تبریز

 

ازجمیع شرکت کنندگان دراین مراسم معنوی التماس دعاداریم


برچسب‌ها: حاج اسماعیل وثاقی
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 12:17  توسط جسوریان  | 

چرا اربعین؟!

اربعین

 


واژه اربعین از اصطلاحاتی است که در متون دینی، حدیثی و تاریخی کاربرد زیادی دارد. آثار چهل روز اخلاص، حفظ چهل حدیث، دعای چهل نفر، قرائت دعای عهد در چهل صبح، گریه چهل روز زمین، آسمان و فرشتگان بر امام حسین، استحباب زیارت اربعین و... از جمله مواردی است که جایگاه این عدد را در معارف اسلامی بیان می‌دارد.


 

اربعین سالار شهیدان

باید دید در کهن ترین متون مذهبی ما، از «اربعین » چگونه یاد شده است . به عبارت دیگر دلیل برزگداشت اربعین امام حسین علیه السلام چیست ؟

مهمترین نکته درباره اربعین ، روایت امام حسن عسکری(علیه السلام) است . که فرموده است: نشانه های مۆمن پنج چیز است : 1.خواندن پنجاه و یک رکعت نماز(17 رکعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل ) 2. زیارت اربعین 3. انگشتری در دست راست 4.وجود آثار سجده بر پیشانی 5. بلند خواندن «بسم الله»در نماز.

این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده ، به اربعین امام حسین (علیه السلام) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است .

اما این که منشأ اربعین چیست ، باید گفت ، در منابع به این روز، به دو اعتبار نگریسته شده است :

نخست، روزی است که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند.

دوم، روزی است که جابر بن عبدالله انصاری ، صحابی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از مدینه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را زیارت کند.

شیخ مفید در«مسار الشیعه» که در مورد ایام موالید و وفیات ائمه اطهار (علیهم السلام) است ، اشاره به روز اربعین کرده و نوشته است : این روزی است که حرم امام حسین (علیه السلام)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند و نیز روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام حسین (علیه السلام ) وارد کربلا شد.

در منابع به روز اربعین ، به دو اعتبار نگریسته شده است : نخست، روزی است که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند. دوم، روزی است که جابر بن عبدالله انصاری ، صحابی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از مدینه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را زیارت کند

کهن ترین کتاب دعایی مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی ازشاگردان شیخ مفید است که ایشان هم همین مطلب را آورده است . شیخ طوسی پس از یاد از این که روز نخست ماه صفر، روز شهادت زید بن علی بن الحسین(علیهماالسلام) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال 64 هجری است ، می نویسد:

بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین(علیه السلام) از شام به مدینه مراجعت کرد و نیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری ، صحابی رسول خدا(صلی الله و آله) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (علیه السلام) را زیارت کرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت مستحب است و آن زیارت اربعین است. ( مصباح المتهجد، ص 787)

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده ، آمده است : در بیستم این ماه بود که حرم محترم حسین(علیه السلام) از شام به مدینه آمدند(نزهة الزاهد، ص 241).

همین طور در ترجمه فارسی «الفتوح ابن اعثم» و کتاب مصباح کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است این مطلب آمده است( الفتوح ابن اعثم ، تصحیح مجد طباطبائی ، ص 916) . برخی استظهار کرده اند که عبارت شیخ مفید و شیخ طوسی، بر آن است که روز اربعین ، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند، نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند( لۆلۆ و مرجان ، ص 154).

به هرصورت ، زیارت اربعین از زیارت های مورد وثوق امام حسین (علیه السلام) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است .


برچسب‌ها: کربلا
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 11:42  توسط جسوریان  | 

آل الله در مدتی که در شام بودند بنابر روایتی در یک خرابه صورت زندانی نگهداری می‌شدندو در این مدت یزید ملعون چندین مرتبه خواست که امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را شهید کند که حضرت زینب مانع می‌شدند.

 

در مقاتل آمده که یزید خطیبی خواست که در اجتماع مردم صحبت کند و از یزید و معاویه ستاش کند و به امام علی و فرزندان آن حضرت جسارت کند و در رابطه با پیروزی ظاهری یزید به اصطلاح سخنرانی کند و خطیب ایراد سخن کرد و اوامر یزید را اجرا نمود و به ذم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ پرداخت در این حین امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ فرمود: ای یزید! به من اجازه بده بالای این چوب‌ها روم (منظور میزی بود که خطیب شامی روی آن صحبت می‌کرد) تا چند کلمه‌ای صحبت کنم که موجب خشنودی خداوند و اجر و ثواب حضار باشد. یزید نپذیرفت. ولی مردم اصرار کردند تا امام به منبر رفت امام خطبه‌ای خواند بعد از حمد و ثنای خدا خود را معرفی کردند، که اصل و نسبشان کیست به ماجرای کربلا و اسیری خود اشاره فرمودند. در مجلس غوغائی بر پا شد و همه علیه یزید همهمه می‌کردند یزید از مؤذن خواست که اذان بگوید. ولی امام از این اذان هم علیه یزید استفاده کرده و یزید را رسوا نمود.

 از جمله وقایعی که برای اسرای اهل‌بیت در شام اتفاق افتاد بنا به گفته برخی منابع وفات دختر سه ساله امام حسین ـ علیه‌السلام ـ است . از کامل بهائی نقل شده اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ شهادت پدران را از کودکان خردسال پنهان می‌داشتند. و به آنها می‌گفتند که پدر شما سفر کرده، تا اینکه شبی دختری از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ به نام رقیه از خواب بلند می‌شود و بهانه بابا را می‌گیرد و ضجه و ناله می‌کند و همه اهل خرابه با این کودک همنوا می‌شوند تا اینکه سر امام را در طشتی می‌آورند خانم رقیه سر را به بالین گرفته و با آن سر درد دل می‌کند. پدر بعد از تو محنت‌ها کشیدم بیابان‌ها و صحراها دویدم.

 

واقعه دلخراشی که برای اسرا اتفاق افتاد این بود که علی‌رغم خواست آن بزرگواران مبنی بر ورود به شهر از جای خلوت و بطور جداگانه از سرهای مبارک ولی شمر ملعون دستور داد سرها جلوی کاروان اسرا و از دروازه ساعات که جمعیت انبوهی تجمع کرده بودند وارد کنند، و مردم غافل شام که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند با مشاهده کاروان شادی و هلهله می‌کردند و بر سرها اهانت می‌نمودند

 

بعد از مدتی دیدند که سر به یک طرف افتاد و کودک هم طرف دیگر او را حرکت دادند. دیدند که جان به جان آفرین تسلیم کرده بعد از اینکه مردم شام بوسیله خطابه‌های حضرت زینب و امام سجاد ـ علیهما‌السلام ـ شناخت کامل از اسرای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ یافتند یزید تحت فشار افکار عمومی و جهت جلوگیری از رسوائی بیشتر سه پیشنهاد از امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را خواست اینکه سر امام حسین را پس دهد، چیزهائی که غارت شده برگردانند، اسرا را در صورت کشتن امام سجاد با یک فرد امین به مدینه روانه کند ولی یزید سر امام را پس نداد و از کشتن امام منصرف شد و پیراهن کهنه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را با مقداری پول پس داد. و اجازه داد که اسرای اهل‌بیت در شام برای شهدای کربلا عزاداری کنند. بعد از اینکه مدتی اسرا در شام مقیم بودند یزید از قتنه مردم بیمناک شده و از نعمان بن بشیر، که قبلاً امیر کوفه بود، خواست فردی پارسا و امین همراه اسرا آنها را بنا به خواست خودشان روانه مدینه نماید. راوی می‌گوید: هنگامی که اهل و عیال امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از شام برگشتند و به عراق رسیدند از راهنمای کاروان خواستند که آنها را از راه کربلا عبور دهد و ایشان قبر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را زیارت کنند و چند روزی بعد از رسیدن به کربلا مشغول عزاداری و سوگواری برای امام و شهدای کربلا بودند. گویاخروج اسرا از شام به طرف مدینه در بیستم صفر 61 بوده یعنی مدت 20 روز از ورود به شام تا خروج از آن طول کشیده، بعد از زیارت قبور شهدای کربلا راهی مدینه شدند و بالاخره زینبی که با برادران و اقوام خویش از مدینه خارج شده بود بدون برادر و خویشان و با رنج سفر و داغ شهداء و مصیبت‌هایی که در طول این مدت دیده بود وارد مدینه شد.

منبع: http://www.beytoote.com 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 11:38  توسط جسوریان  | 

 

جايگاه سياسى امر به معروف و نهى از منكر

تعبير امر به معروف و نهى از منكر، از تعبيرات كليدى و پربسامد در سخنان امام على‏ عليه السلام است كه در مناسبت‏هاى گوناگون و به دلايل مختلف بر آن انگشت مى‏گذارد و از آن سخن مى‏گويد. از اين رو مى‏توان گفت كه اين تعبير از اهميت فراوانى نزد امام برخوردار است. براى دريافت جايگاه آن نزد امام، اين مطلب را در چند محور زير پى مى‏گيريم:

الف. مفهوم سياسى امر به معروف و نهى از منكر؛

ب. هدف و غايت دين؛

ج. فلسفه حكومت اسلامى؛

د. تأمين حقوق همگان؛

ه . حفظ نظام اجتماعى سالم؛

و. مكانيزم نظارتى در حكومت اسلامى؛

ز. رويكرد اجرايى به اين فريضه؛

ح. موانع تحقيق و اجراى امر به معروف و نهى از منكر.

مفهوم سياسى امر به معروف و نهى از منكر

براى فهم عميق معناى امر به معروف و نهى از منكر نزد امام على‏ عليه السلام، بايد خود را از معناى رايج و محدود آن نجات دهيم و به اين مسئله از منظر حضرت بنگريم. تلقى رايج از امر به معروف و نهى از منكر غالبا خرد و محدود است و آن را منحصر به حوزه احكام عبادى و پاره‏اى از مسائل پيش پا افتاده اجتماعى كرده‏اند. حال آن كه از نظر امام، معروف هر آن كردار و رفتار و اعتقاد پسنديده‏اى است كه عقل سليم انسان بدان حكم، و قرآن و سنت آن را تأييد مى‏كند. از اين منظر هر خير و خوبى در دامنه معروف مى‏گنجد، از آشتى دادن ميان زن و شوهرتا ارزان‏فروشى و رعايت انصاف در معاملات و همين‏طور تا بسيج عمومى براى جهاد.

سنت فقهى ما بر اين قرار است كه مباحث امر به معروف در كتاب الجهاد و به عنوان بخشى از آن نقل مى‏شود. در صورتى كه امام همه نيكى‏ها و حتى جهاد در راه خدا را در يك طرف مى‏گذارد و امر به معروف و نهى از منكر را از آنها برتر مى‏شمارد و مى‏فرمايد: «همه كارهاى نيك و جهاد در راه خدا، در كنار امر به معروف و نهى از منكر، جز دميدنى به درياى پهناور نيست. » در واقع از نظر امام، جهاد، خود يكى از مراتب و تجليات امر به معروف و نهى از منكر و يكى از مصاديق بارز و اساسى آن است. البته ايشان در جاى ديگرى، هنگام بيان پايه‏هاى ايمان، آن را بر چهار پايه استوار مى‏داند كه يكى از آنها جهاد است كه خود بر چهار ركن، يعنى امر به معروف، نهى از منكر، استوارى در آوردگاه‏ها و دشمنى با فاسقان قرار دارد.بدين‏ترتيب اين چهار ركن نيز در واقع ناظر به يك حقيقتند. چرا كه امر به معروف ملازم با دشمنى با فاسقان و ايستادگى در آوردگاه‏ها و گاه نهى از منكر است. پس در اين‏جا جهاد عبارت است از امر به معروف و نهى از منكر و پايدارى در آوردگاه‏ها و دشمنى با فاسقان . در جاى خود داريم كه دشمنى با فاسقان و فسق، يكى از مراتب امر به معروف است و ايستادگى در آوردگاه‏ها از مصاديق امر به معروف است. بدين ترتيب در تحليل نهايى، جهاد نيز به امر به معروف و نهى از منكر بازمى‏گردد. پس امر به معروف نه فرعى از فروع جهاد كه خود آن، و حتى از آن گسترده‏تر است.

اساسا امر به معروف و نهى از منكر، به معناى داشتن حساسيت قوى نسبت به حضور منكرات و عدم حضور معروف‏ها است. مسلمان متعهد يا آن كس كه زندگى اجتماعى فعالى دارد، كسى است كه همواره در پى تحقق هنجارهاى دينى و آرمان‏هاى آن در جامعه است و آنچه مايه تضعيف آنها مى‏شود، از ميان برود. از اين‏رو خود را موظف مى‏داند تا به‏هوش باشد و براى تحقق معروف‏ها بكوشد و در جهت نابودى منكرات عمل كند. اين حساسيت گسترده و عميق ـ بر حسب لزوم ـ گاه به‏صورت پند و اندرز است و گاه در قالب اقدام عملى و ارائه جلوه درستى از معروف. گاه نيز ضرورت اقتضا مى‏كند كه براى حفظ جامعه اسلامى و يا نشر آرمان‏هاى دينى ـ كه خود از برترين معروف‏ها است ـ سلاح برگيرد و به دفاع از آرمان خود برخيزد. پس جهاد نيز يكى از نمونه‏هاى امر به معروف و نهى از منكر است. امام نيز به اين مسئله از اين منظر مى‏نگرد.

البته آن‏جا كه آنها را در كنار يكديگر نقل مى‏كند، صرفا مقصود بيان نمونه‏هاى برجسته امر به معروف و نهى از منكر است؛ نه اين كه اين دو ماهيتا جداى از يكديگر باشند. براى مثال در نامه 47 در وصيت خويش به فرزندانش از آنان مى‏خواهد تا با جان و مال و زبان خود در راه خدا جهاد كنند و سپس مى‏فرمايد كه مبادا امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند كه شريران بر آنان چيره خواهند شد.

بى‏گمان حداقل جهاد با زبان يكى از مراتب امر به معروف است و همچنين انفاق نيز از معروف‏ها است. جهاد نيز از عالى‏ترين جلوه‏هاى امر به معروف و نهى از منكر است.

به‏نظر مى‏رسد كه گاه امام امر به معروف را به معناى اصطلاحى و رايج آن به‏كار مى‏گيرد كه در اين صورت در كنار جهاد و مانند آن مى‏آيد و گاه حقيقت و ماهيت امر به معروف و نهى از منكر مورد نظرشان است، كه در اين صورت ريشه و اساس همه نيكى‏ها به‏شمار مى‏رود و حتى از جهاد برتر مى‏نشيند.

اين كه امام به اين فريضه در سطحى گسترده و پهناور مى‏نگرد و آن را محدود به موارد خاص و حوزه‏هاى خرد نمى‏داند، نكته مهمى است. از اين‏رو در روايتى كه به ايشان منسوب است، بر آن است كه اگر اين فريضه اجرا شود، همه فرايض خرد و كلان و آسان و دشوار ديگر نيز اجرا خواهد شد؛ زيرا امر به معروف و نهى از منكر، دعوت به اسلام است و رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسيم غنايم و گردآورى ماليات‏ها و هزينه كردن آنها در موارد خاص خودشان است .بدين‏ترتيب، نگاه امام به اين فريضه داراى دامنه وسيعى است و از خرد تا كلان مسائل اجتماعى را دربر مى‏گيرد. پس مى‏توان گفت كه از نظر امام ‏عليه السلام امر به معروف و نهى از منكر، يعنى امر به همه نيكى‏هاى اجتماعى و بازداشتن از همه مفاسد اجتماعى در همه حوزه‏ها؛ از حوزه‏هاى اخلاقى گرفته تا حوزه‏هاى اقتصادى و سياسى، مانند توصيه و الزام حاكمان به معروف.


برچسب‌ها: امربه معروف ونهی ازمنکر
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت 13:57  توسط جسوریان  | 

محبت خدا را در دل کوک کنید

 


چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد؟ در حالی که برخی گمان می‌کنند کار سختی است و در اغلب اوقات قضا می‌شود؟ خواب دم صبح خیلی شیرین و سنگین است، چطور می‌توان از آن دل کند و مشغول نماز شد؟


برچسب‌ها: نماز نمود بندگی خداوند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر 1393ساعت 12:28  توسط جسوریان  | 

 

نمازت را تند می خوانی؟!

 

در روایتی آمده است‌: امام علی ‌به مردی كه سجده‌های نمازش را خیلی سریع به جا می‌آورد فرمود: چند وقت است كه این گونه نماز می‌خوانی‌؟ آن مرد عرض كرد: از فلان و بهمان مدت‌. حضرت فرمود: شخصی چون تو در نزد خداوند همانند كلاغ است كه نوك بر زمین می‌زند، اگر بمیری بر غیر آیین ابوالقاسم محمد صل یالله و علیه وآله مرده‌ای سپس فرمود: دزدترین مردم كسی است كه از نمازش بدزدد.(همان‌، حدیث شمارة 10716.) پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:كسى كه ركوع و سجودش را ناتمام و شتابزده به جا مى آورد، نمازش ‍ پذیرفته نیست.


برچسب‌ها: نماز نمود بندگی خداوند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 12:28  توسط جسوریان  | 

 

امربه معروف ونهی ازمنکر

مقدمه

در نظام اعتقادى اسلام، امر به معروف و نهى از منكر، جايگاه خاصى دارد كه بدون فهم آن، نمى‏توان جايگاه آن را در منظومه فكرى امام على‏ عليه السلام دريافت. بدين روى به‏اجمال نظرگاه قرآن كريم را درباره اين فريضه، يادآور مى‏شويم:

يك. امت اسلامى، بهترين امت است؛ چرا كه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند و همين عامل رستگارى او است. بدين‏ ترتيب مى‏توان گفت امر به معروف و نهى از منكر، از ضروريات ايمان و رستگارى امت است.

دو. دست شستن از نهى از منكر و بى‏اعتنايى به رواج منكرات، نشان بدكردارى و تباهى انسان است.  سه. بر اثر ترك اين فريضه، جامعه دچار تباهى مى‏شود. در اين هنگام، تنها آمران به معروف و ناهيان از منكر نجات پيدا مى‏كنند و بدكاران و سهل‏انگاران، دچار عذاب مى‏گردند. چهار. امر به معروف و نهى از منكر، كارى خدايانه است و خداوند از خود به عنوان كسى كه به معروف فرمان مى‏دهد و از منكر بازمى‏دارد، ياد مى‏كند.از اين نكته مى‏توان نتيجه گرفت كه عقل آدمى پيش از حكم شرع مستقلا به پاره‏اى معروف‏ها و منكرها شناخت پيدا مى‏كند.

پنج.پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نيز يكى از وظايفش امر به معروف و نهى از منكر است و از اين‏رو، اين كارى پيامبرانه است.شش. امر به معروف و نهى از منكر، نشان پيوستگى مؤمنان به يكديگر و جلوه همبستگى جامعه اسلامى است.هفت. امر به معروف و نهى از منكر، مكمل فريضه‏هايى چون نماز و زكات است و غالبا در قرآن در كنار آنها آمده استكه نشان‏دهنده بعد اجتماعى و عملى دين مبين اسلام است.

هشت. اجراى اين فريضه، ممكن است سختى‏هايى در پى داشته باشد؛ اما بايد آن را تحمل كرد كه اين از كارهاى استوار است.نه. گرچه براى تحقق اين فريضه بايد كوشيد، لازم است از منطق الايسر فالايسر و ترتيب و به كار بردن زبان خوش و منطق درست استفاده كرد.ده. بهترين امر به معروف و نهى از منكر، آن است كه انسان نخست خود را مخاطب آن سازد و از خود بياغازد. بى‏اثرترين كار آن است كه انسان خود را فراموش كرده، واعظ و اندرزگوى ديگران باشد. بدين‏ترتيب هم كارش بى‏نتيجه خواهد ماند و هم زمينه مغضوب شدن خود را فراهم خواهد آورد.با در نظر گرفتن اين تأكيدات و نكات، مى‏توان ديدگاه امام را درباره امر به معروف و نهى از منكر دريافت. رويكرد امام به اين فريضه، مبتنى بر اين ميراث ارجمند است و گاه سخنان امام در اين باب، ترجمان آيات قرآن و حتى گاه عين آيات قرآنى است. در اين نوشتار مباحث را در چند محور مى‏آوريم:

جايگاه سياسى امر به معروف و نهى از منكر؛

شرايط امر به معروف و نهى از منكر؛

مراتب امر به معروف و نهى از منكر؛

آداب امر به معروف و نهى از منكر؛

امام و حسبه.

http://imamalinet.net


برچسب‌ها: امربه معروف ونهی ازمنکر
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 12:39  توسط جسوریان  | 

 

شخص بی نماز مسلمان است؟!!

 

 


آیا کسی به خدا و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و معاد ایمان داشته باشد ولی نماز نخواند و یا نماز یومیه را کامل بجا نیاورد نیز مسلمان محسوب می‌گردد؟ چرا نماز را ستون دین گفته‌اند مگر نماز از اصول دین ستون‌تر است؟


برچسب‌ها: نماز نمود بندگی خداوند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 12:28  توسط جسوریان  | 

 

می دانید چرا شراب حرام است؟

شراب

 


علاوه بر آیات و روایات امروزه از نظر علمى نیز مضرات مصرف مواد الکلى به اثبات رسیده است. دانشمندان به این واقعیت اعتراف داشته‏اند که از جمله آثار زیان بخش شراب، پیامد سویى است که روى مغز و عقل مى‏گذارد و آن را از کار مى‏اندازد. روشن است که با از بین رفتن عقل، پرده شرم و حیا دریده مى‏شود. در نتیجه میدان به دست غرایز حیوانى مى‏افتد. انسان به صورت حیوانى وحشى و لجام گسیخته درمى‏آید.



برچسب‌ها: معرفتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 12:50  توسط جسوریان  | 

 

آثار بی توجهی به نماز

 

نماز

كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواسته‏ها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.

امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: «من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... ؛ هر زن و مردی كه به نمازش بی‌اعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... و قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»


امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرمایند ؛« إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاهِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی ؛  وقتی بنده‏ای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان می‏برد و آن را كوتاه می‏كند خدا به ملائكه می‏فرماید: آیا نمی‏بینید بنده‌ی من چگونه نماز خود را كوتاه می‏كند گویا می‏پندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله می‏كند.) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است .»1

كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواسته‏ها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.

امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید:« من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... ؛ هر زن و مردی كه به نمازش بی‌اعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... و قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»2

نمازی كه با سهل‌انگاری و تحقیر خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمی‏گیرد. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: «انّ اللّه عزوجل لایقبل الاّ الحسن فكیف یقبل ما یستخف به ؛ خداوند جز نیكو را نمی‏پذیرد پس چگونه آن را كه مورد استخفاف واقع گردیده است بپذیرد. » 3

نمازی كه آورنده آن به آن بی مهری و بی توجهی دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گیرد؟!

امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرمایند؛ «وقتی بنده‏ای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان می‏برد و آن را كوتاه می‏كند خدا به ملائكه می‏فرماید: آیا نمی‏بینید بنده‌ی من چگونه نماز خود را كوتاه می‏كند گویا می‏پندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله می‏كند) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است»

گفتگوی ملک نماز و انسان نمازگزار

برخی از روایات تصویر و تمثیلی را برای نماز ترسیم نموده‏اند كه بر حسب آن، نماز بصورت ملكی با انسان به گفتگو می‏نشیند گاه تشكر می‏كند و گاه گله‏مند می‏شود.

در روایتی امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: وقتی نماز در وقت خود اقامه نگردد و بی دقّت ارائه شود با صورتی سیاه و تاریك به سوی انسان باز می‏گردد. می‏گوید: مرا ضایع كردی خدا تو را ضایع كند. و اگر در وقت خود اقامه شود برای انسان دعا می‏كند و می‏گوید: همان گونه كه مرا حفظ و احترام نمودی خداوند تو را حفظ كند.4

نماز

قرآن كریم راه تاركین نماز را به سقر منتهی می‏داند و در مورد آنان می‏فرماید: «ما سلككم فی سقر قالوا لم نك من المصلّین»5 روزی فاطمه زهرا ، صدیقه کبری(سلام لله علیها) از پدر گرامی خویش سوال کرد: پدر جان مردان و زنانی که نماز خود را سبک می شمارند چه عذاب و عقوبتی دارند؟ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: دخترم! هر زن و مرد مسلمانی که نماز خود را سبک و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در عالم قبر و سه بلای دیگر هنگامی که روز قیامت از قبر برانگیخته می شود.

 

امّا آن شش بلا که در دنیا به او می رسد :

اوّل: خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و عمرش کوتاه می شود.

دوّم: خداوند برکت را از روزی اش برمی دارد و رزق و روزیش کم می گردد.

سوّم: خداوند نشانه بندگان صالح و شایسته را از صورت او پاک می کند و نور ایمان را از چهره او می برد.

چهارم: هر طاعتی که به جا آورد، بهره ای از آن نمی برد.

پنجم: دعایش مستجاب نمی شود.

ششم: بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته نمی برد و مشمول دعای نیکان نمی شود.

 

امّا آن سه بلا که هنگام مرگ به او می رسد:

اوّل: با ذلّت و خواری از دنیا می رود.

دوّم: گرسنه می میرد.

سوّم: تشنه از دنیا می رود تا جایی که اگر از تمامی نهرهای دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو نمی نشیند و عطشان می میرد.

 

و آن سه بلا که در عالم قبر به او می رسد:

اوّل: خداوند ملکی را بر او می گمارد که در قبر او را(به وسیله قهر و غضب و پریشانی و اضطراب) از جای خود برکند.

دوّم: گور بر او تنگ می شود و فشار قبرش زیاد می گردد.

سوّم: قبرش مملوّ از ظلمت و تاریکی می گردد.

 

و آن سه بلایی که در قیامت به او می رسد:

اوّل: خداوند فرشته ای را مأمور می کند تا او را در حالی که همه نظاره گرش هستند با صورت روی زمین بکشاند.

دوّم: به سختی از او حساب می کشند و به اعمالش رسیدگی می کنند.

سوّم: خداوند با نظر رحمت به او توجّه نمی فرماید و برای او عذاب و عقابی دردناک قرار خواهد داد.


برچسب‌ها: نماز نمود بندگی خداوند
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 12:44  توسط جسوریان  | 

فلسفه تشهد در نماز چیست؟

نماز

 

نمازگزار در رکعت دوم و آخر نماز، پس از سجده، تشهد می خواند که شامل گواهی دادن به یکتایی خدا و رسالت پیامبر است.

درباره فلسفه و حکمت تشهد می توان به موردهای زیر اشاره کرد:

1. حمد و ستایش الهی

امام صادق علیه السلام فرمود: تشهد، حمد و ستایش خداست. پس در خلوت، بنده خدا باش و در کارها فروتن؛ زیرا خدا انسان را خلق کرده و او را به عبادت کردن فرمان داده که با قلب و زبان و جوارح، حق عبودیت را به جای آوری... .1

2. تجدید ایمان و اسلام

امام علی علیه السلام فرمود: «معنای تشهد، تجدید و تکرار شهادتین است؛ تجدید ایمان و اسلام و اعتراف به مبعوث شدن بعد از مرگ».2

3. اقرار و اعتراف به توحید و نبوت

شخص نمازگزار روزانه ده ها مرتبه به یگانگی خدا و رسالت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شهادت می دهد و این گواهی را در نماز مستحکم می سازد. تشهد، بیان و تکرار سخنانی است که در ابتدای نماز (اذان و اقامه) به زبان آورده و این برای یادآوری و اقرار مکرّر سخنان پیشین است.

4. صلوات بر پیامبر خاندان آن حضرت، نمایان گر مفاهیم زیر است:

الف) قدردانی از تلاش های طاقت فرسای پیامبر در هدایت مردمان؛

ب) جایگاه والای خاندان معصوم آن حضرت، به گونه ای که در نماز هم از آنان یاد می شود؛

ج) پیوند نزدیک نبوت با امامت؛

د) عمل به سفارش های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دوستی با خاندان آن حضرت.

امام علی علیه السلام فرمود: «معنای تشهد، تجدید و تکرار شهادتین است؛ تجدید ایمان و اسلام و اعتراف به مبعوث شدن بعد از مرگ»

 

5. در حمد، به زبان جمع اظهار بندگی می کنیم. تشهد، به زبان اول شخص (شهادت می دهم) است. گویا این گواهی را هر کس باید خود، با آگاهی و اعتقاد عمیق، اظهار و بیعت خویش را با خدا و رسول تجدید کند.3

6. در تشهد، مستحب است انسان پای راست خود را بر روی پای چپ بیندازد.

امیرالمۆمنین علی علیه السلام در بیان دلیل این عمل فرمود: «تأویل آن این است که خدایا! باطل را بمیران و حق را بر پای دار».4

7. تشهد نماز، به زانو زدن در پیشگاه خدای متعال در روز قیامت شباهت دارد.5

 

پی نوشتها:

1. مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق علیه السلام ، ص 93.

2. پرتوی از اسرار نماز، ص 186.

3. وسائل الشیعه، ج 4، ص 988.

4. عبدالحسین تهرانی، اسرار الصلاة، صص 40 و 41.

5. میزان الحکمه، ج 5، ص 395.


برچسب‌ها: نماز نمود بندگی خداوند
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 12:27  توسط جسوریان  | 

سند مظلومیت شیعه

 www.tebyan.net 

شیعه

آنچه ما را از غلوّ دور می کند عنایت به این نکته است که ائمه علیهم السلام با همه این مقامات، باز بندگان خدا بودند و این همه فضایل، کرامات و مقامات را با اذن الاهی و در ظلّ و سایه عنایت او داشتند، آنان همان گونه که در ذات خود محتاج خداوند هستند، در صفات خود نیز محتاج اویند و از خود استقلالی ندارند.

 


برچسب‌ها: معرفتی, ائمه اطهار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 10:30  توسط جسوریان  |